- فرهنگ

شهید کار می کند/یادداشتی به قلم راشد طیاری

شهید کار می کند/یادداشتی به قلم راشد طیاری
انسان آفریده شد تا به بهترین شکل تجلی خصوصیات خداوند باشد.

استقبال با شکوه از مادر شهید حسین نوروزی و وصال این مادر و پسر مشخص کرد که؛ 
شهید کار می کند...

انسان آفریده شد تا به بهترین شکل تجلی خصوصیات خداوند باشد. 
تا بتوان خود را محدود به عالم ماده نکند و به ارزشمندی خود نزدیک تر بشود.

ارزشی که او را تا مقام خلیفة الهی پیش ببرد. 
و او را دارای اثر و حسنات زیادی بکند. 

و آن چیزی نیست جز مجاهدت در راهی که برایش خلق شد و آن همان رسیدن به خداوند متعال است. 

رسیدن و باور به اینکه تمام هست یک انسان فقط جسم او و این دنیای فانی نیست. 

حقیقتی فرای این دنیا و تمام تعلقاتش
تا به او بفهماند که هر آنکه دل در گرو این دنیا داشت غم و غصه اش هم این دنیایی می شود. 
ارزش و خواستگاهش محدود به این عالم ماده می شود و سرگرم دنیای پر جذبه خواهد شد. 

اما آنکه می داند؛ قلب، ذهن و روح آدمی در کار است و یک جاودانگی در مقابل انسان است. 
دگر آرام و قرار ندارد تا هرچه بهتر خود را بشناسد و به ارزش ذاتی خود پی ببرد. 

آیا انسان آفریده شد تا این دنیا و تعلقاتش مایه افتخار و بزرگی اش بشود؟
آیا آفریده شد تا عده ای با لباس، عده ای با ماشین، عده ای با مال اندوزی و عده ای با پست و مقام و قدرت خود را بهترین بدانند و به خود مغرور بشوند؟

آری، انسان آفریده شد تا به بالاترین مقام انسانیت برسد. 
مقامی که همه اش دیدن جاودانگی و آمادگی برای عزتمندی و ارزش ذاتی است. 

اگر شهید چمران در آن شرایط بسیار خوب علمی در کشور آمریکا همچون مولایش امام علی(ع) می گوید: ای دنیا من تو را سه طلاقه کرده ام.
ریشه در چه دارد؟

مگر نه جزء این است که به جاودانگی رسیده است؟ 

او فهمیده است که چند صباحی در این دنیاست و زندگی ابدی هم در پیش دارد. 

این ابدیت برای همه وجود دارد. 
چه خوب چه بد. 
تفاوت در نوع ابدیت است و چگونه ساختن خود و چگونه رفتن.

و اما عزت واقعی را از قرآن کریم و احادیث و کلام بزرگان اینطور دیدیم که؛ جهاد با مال و جان و هر آنچه انسان دارد را به کار بگیرد تا حقی پایدار و ظلمی نابود بشود.
تا انسان به خداوند شبیه تر و نزدیک تر بشود. 

اینک نمونه آن را شهدایی می بینیم که از بهترین های این دنیا و بهترین شرایط آمدند و گذشتند تا بفهمانند آنکس که توانست بگذرد می تواند به انسانیت واقعی برسد.

شهدا با گذشتشان و جهادشان و تشخیص درستشان به ما یک درس دارند.

و آن درس درست شناختن کار خداست.
کار خدا را بشناسیم و به آن عمل کنیم.
نه آنکه کار خودمان را بکنیم و در آخر بگویم برای خدا بود.

مانند آن مردی که درس دین می داد و به حسن بن علی(ع) پشت کرد و او را یاری نکرد، چرا که در مدینه برای رضای خدا مشغول درس دین دادن بود.

در تاریخ می بینیم که حسین بن علی و اصحابش روز به روز شناخته تر می شوند.

ما در تجربه خودمان تشییع حماسی شهید حاج قاسم سلیمانی را دیدم.

و اینک بعد از ٣۴ سال اثر شهید حسین نوروزی را می بینیم که دل هزاران نفر را به تکاپو انداخت و تمام سلیقه ها را به سوی خود کشاند.

آری شهید اثر دارد، شهید زنده و جاودان است.

شهید هنوز در حال مأموریت است...
و ما با چشمان خود مأموریت حسین نوروزی را در همبستگی قلوب و اتحاد و عطرآگین کردن فضای شهرمان دیدیم..

و حضور مردمی که هم رسم مهمان نوازی را نشان دادند و هم ماندن بر سر ارزش ها را نشان دادند.

بعد از ٣۴ سال شاهد وصال مادری بودیم که لحظه به لحظه این سال ها منتظر حسینش بود.

به راستی مگر چند تکه استخوان چه می تواند بکند؟

در این شهر شهدا پای کار آمدند تا پیام هایی برای مسئولین این مردم داشته باشند.

تا بگویند کار خدا را باید تشخیص بدهید و جهاد کنید. فرصت چندانی باقی نمانده است.

در واقع مقام شهید بود که توانست این جمعیت را به میدان بیاورد.
همان شهیدی که نه دلخوش به مقام بود و نه به دنبال فخر و فرار از مسئولیت و نه در پی کم کاری و توجیه بود.
بلکه تمام خودش را وقف خدا و راه خدا کرده است.

چه خوب گفت سید شهیدان اهل قلم، مرتضی آوینی:
 «اي شهيد…
اي آنكه بر كرانه ازلي و ابدي وجود بر نشسته اي ، دستي بر آر و ما قبرستان نشينان عادات سخيف را نيز از اين منجلاب بيرون كش»

شهدا مانده اند..

0 دیدگاه

دیدگاه خود را بیان کنید

ارسال دیدگاه جدید